محمد تقي جعفري

174

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

3 - * ( وَلَوْ رَحِمْناهُمْ وَكَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) * ( 1 ) ( و اگر ما به آنان رحم كنيم و ضررى را كه به آنان رسيده است مرتفع بسازيم ، در طغيانگرى كورانه و گمراهانهء خود لجاجت مىورزند ) 4 - * ( وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّه مُنِيباً إِلَيْه ثُمَّ إِذا خَوَّلَه نِعْمَةً مِنْه نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْه مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّه أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِه قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ ) * ( 2 ) ( و هنگامى كه براى مردم ضررى رسيد ، پروردگارشان را در حالى كه به او بازگشت نموده‌اند ، مىخوانند ، سپس هنگامى كه نعمتى از خود به آنان بخشيد ، آنچه را كه پيش از حالت خوشى بسوى آن مىخواند ، فراموش مىكند و براى خدا مثلها قرار مىدهد تا مردم را از راه خدا گمراه كند . بگو به اين انسان ، از اين كفر و كفران كه مىورزى ، اندكى برخوردار باش ، تو از دوزخيانى ) با دقت در سرتاسر قرآن ، حتى يك آيه هم پيدا نمىشود ، كه ترس و اضطرار و نكبت را دليل وجود خدا و واقعيت دين مطرح نمايد . اگر چه مقدارى از ترس و ناتوانىها را به نظم عالم هستى كه جلوه گاه مشيت او است ، نسبت مىدهد ، چنان كه ساير شئون و پديده‌هاى حيات را هم با نظر به نظام هستى به خود نسبت مىدهد . بنا بر اين ملاحظات ، روشن مىشود كه پناهندگى و گرايش انسان در موقع ترس و اضطراب و ناتوانى به خدا ، يكى از فوايد دين است و چه فايدهء بزرگى ، و چه عامل مهمى براى به خود آمدن و بيرون آمدن از لجن ناآگاهىها و بىبند و بارىها . درست است كه عامل منحصر گرايش به خدا و عالم فوق طبيعت براى برخى از مردم ، فقط ترس و تيره روزى و اضطرار است ، ولى در برابر اين گروه ، عده اى فراوانتر از آنان وجود دارند كه جمال و جلال

--> ( 1 ) المؤمنون آيه 75 ( 2 ) الزمر آيهء 8